خرید بک لینک
اگر آزاده نیستید لااقل دین داشته باشید . . . . . . میفهمیم ؟!/میترسیم؟! . . . . . رفتار و اعمال افراد ،چه از لحاظ اجتماعی و عرف پذیرفته یا مردود ،تا زمانی که به فرد دیگری اسیب وارد نکنند،تنها به خودشان مربوط است ؛این در حالی است که سکوت در برابر همان اعمال و رفتار در صورتی که به فرد دیگر اسیب بزنند ؛توجیه پذیر نیست! می گویند :"خودت را با شرایط وفق بده!"یعنی ظلم را بپذیر و سکوت کن .!می گویند:"به تو که ضرری نمی رساند"یعنی مهم نیست که افراد دیگر چقدر اسیب می بینند تا زمانی که تو ضرر نمی کنی سکوت کن!همه ی این ها یعنی بی تفاوت بودن نسبت به خودت و نسبت به دیگران !یعنی وجدان در نسل بشر رو به انقراض است ،یعنی اگر همین امروز از خودمان شروع نکنیم یعنی اگر نتوانیم در برابر ظلمی که به ما و اطرافیانمان می شود کاری کنیم ؛یعنی اگر نتوانیم در برابر افراد دیگر بایستیم و بگوییم که نمیگذاریم که حق ما را زیر پا بگذارند ؛آن وقت دیگر انسان نام نداریم!آن وقت برده داری بدون آن که نامی بر آن بگذارند بار دیگر گریبان گیر بشریت می شود. #رو_دل_نوشت_های_بی_فکر ادامه ی مطلب چتم با نرگسه در جهت تفهیم قضیه و به چالش

برچسب: نویسنده: مریم موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 21:54

از پله ها رفتیم بالا داشتم تن تن میرفتم چند قدمی جلوتر بودم صدام زد :مرمری! برگشتم ودر حالی که دستام رو گرفته بودم به کولم کج نگاش کردم که یعنی بعله با سر اشاره کرد که بیا یه چیزی در گوشت بگم رفتم میگه ؛ببین ؛نقشه اینه ؛هر جا دیدی عصبانی شدم دستامو بگیر از پشت !نمیخوای اینجا با خاک یکسان شه که نگاش میکنم و میخندم میگه انقد استرس نداشته باش دختر چیزی نیست که میگم دارم خب چیکارش کنم :| رفتیم داخل و میگم ساعت چنده؟میگه سه دیقه مونده ؛میگم مطمعن باش تا سه دیقه ی دیگه نمیاد ! نشستیم !میگم ساعت چنده ؟میگه 17دیقه گذشته !میگم دیدی گفتم .صدای ساینا که از اتاق میاد بیرون میشنوم میرم بیرون و یهو از :/ به :)) تبدیل میشم افکار خبیثانشو باهام در میون میذاره و میره .دوباره میرم میشینم .تق تق تق تق سعی میکنم پامو بذارم روی محل برخورد چهار تا موزاییک !و همین طوری دور خودم میچرخم !میرم از روی میز منشی یه برگه همایش برمیدارم و میدم دستش !شروع میکنه به خوندن!میگم برنامه غذایی رو !!سه بار قرمه سبزیه!میگه چرا نوشتن متنوع؟!برگه رو برمیگردونم روی میز منشی و تشکر میکنم .صدای کیانا میاد .باز میرم بیرون .ا

برچسب: نویسنده: مریم موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 21:54

میگم تو شرایط خوب که همه خوشحالن غیر از اینه؟

بهتر نیست تو شرایط بد خوشحال باشیم؟

خود درمانی

برچسب: نویسنده: مریم موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 21:54

مسئله اینه که درک این همه تاریکی و تیرگی سخته و دردناکه

مسئله اینه که دلم میخواد کنار بکشم

شاید چون ترسیدم

یا شاید چون خستم

ولی فرقی نمیکنه

چون بهش باور ندارم ،ولی مجبورم توش بمونم !باهاش حرکت کنم

نمیشه

نمیشه جزوی ازش نباشی

نمیشه تغییر بدی

تغییر دادن همیشه سخت تر از موندنه

مسئله اینه که دارم تو رویاهام غرق میشم

زندگی داره عقب تر میره

محو میشه

ادما محو میشن

تاریک تر از اونیه که بشه فهید راه درستو انتخاب کردی یا نه

برچسب: نویسنده: مریم موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 21:54

رو به انجماد

منتظر

+تپش قلب

برچسب: نویسنده: مریم موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 21:54

اقا

من الان

یه فلش بک میخوام

به کافه پیانو

اون روزی که

کلی فر خوردیم که یه جا بشینیم

و تو جایگاه ویژه عکس انداختیم

و خودمون بودیم

و خوش بودیم

و هیچ خری نبود که باعث بشه احساس مزخرفی که اللان دارم داشته باشم

و میگم چقد خوبه که تا حالا همیشه حال شمارو داشتم

و تو گوه ترین لحظات زندگیمم تونستم کنارتون دووم بیارم

میدونید شما مث بقیه ادما نیستید

چون الان دلم میخواد از همشون فاصله بگیرم

از همشون

برچسب: نویسنده: مریم موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 21:54

واقعا دلم برای این روزا تنگ میشه !!واقعا !!

+خواستگاری رضا ؛ببخشین شما دوس دارین بچمون شهید باشه یا شهیده ؟!!


برچسب: نویسنده: مریم موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 21:54

یا داغ رو دلم بذار یا که از عشقت کم نکن ؛ تمام تو سهم منه به کم قانعم نکن
انتخاب شادمهر

برچسب: نویسنده: مریم موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 21:54

فرض کنید سوار تلکابین شدین!یه تلکابین که بین قله ی دو کوهه و از بالای یه دره رد میشه!فرض کنید تلکابین فقط صندلی باشه!یعنی زیر پاتون هیچی نباشه هیچی!فقط یه صندلی که نشستین روش و یه میله که دستاتون بهشه!اون احساس خلا ای که اون موقع حس میشه رو الان که نشستم روی زمین صاف دارم توی دلم حس میکنم!

برچسب: نویسنده: مریم موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 21:54

بکش بیرون :) خیلی دیگه داری خودتو کوچیک میکنی.جمع کن دیگه جم کن .

برچسب: نویسنده: مریم موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت: 21:54

صفحه بندی